خرید بک لینک
به دل صد شور و غوغا شد ز چشم فتنه انگیزت به جانم آتش اندازد زنخدان دلاویزت شراب عشق نوشیدم ، خُمار حسن جانانم بیا ساقی قدح پر کن بگردان جام لبریزت لب شیرین و میگونت بود آب حیات ای جان دلم صد بوسه می خواهد ز لب های شکرخیزت شکفته بینمت همچون ، گل نسرین بحمدلله بهار خرّمی ای گل ، نباشد فصل پاییزت ! ز ابروی کمان کرده هزاران فتنه برخیزد بیاید بوی چنگیزی از آن ابروی خونریزت دلم خون شد ز هجرانت کجایی ای عزیز جان منم دلدادۀ رویت منم مشتاق شب خیزت قسم بر جان مشتاقان تو را من دوست می دارم بیا ای یار فرزانه رها کن زهد و پرهیزت ز شیرازند اگر عاشق شما را حافظ و سعدی منم فانی دلداده ز م

برچسب: چشم,فتنه,انگیز, نویسنده: سپیده شمس تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

بگذار کز پیمانه ات ساقی گلویی تر کنمفرش در میخانه ات با جان و دل از سر کنمشب ها به یاد لعل تو از هجر می نالد دلمباشد که روزی وصل تو جانا به جان باور کنمای مه فراقت هر شبی آتش به جانم افکندافشای این راز نهان بر ماه و بر اختر کنمبهر نثار مقدمت هرگز ندارم هدیه ایلطفی کن و در پای خود بگذار ترک سر کنمچون دُرّ و گوهر در دلم مهر تو را پرورده امهیهات دیگر رو به این دنیای دون پرور کنمچون عشق آل مصطفی (ص) اندر دل من کرده جازیبد اگر جان را فدا بر آل پیغمبر کنمشیخ است سرگرم ریا، عارف ز خود بینی رهایارب در این بیع و شرا برگو که را داور کنماین فانی افتاده را سرّیست با لعل لبتحیف است این سرّ نهان در صفحه دف

برچسب: عشق,مصطفی, نویسنده: سپیده شمس تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

صفحه بندی